پنجشنبه ۱۳ مهٔ ۲۰۱۰

طلایه داران نظم فضایی

قاعدتا مهم ترین تحفه ای که موجودات متعلق به جهان های متفاوت می توانند به هم بدهند ساخته های آنهاست.

این ساخته ها نظم را بنا به تعریف ذهن موجودات هر جهان تعریف خواهند کرد و خواهند گفت که "ما چگونه می اندیشیم" و در کل "چگونه ایم."

از این رو شاید طبیعی باشد که بهترین نمونه ها، ساده ترین ها خواهند بود که در اولین مراحل این محاوره، بنیادی ترین اصول را به واضح ترین شکل - به دور از لفافه پیچیدگی - بیان می کنند.




در تعریف صدا و ترکیبات آن (برای موجودات فضایی البته)، شاید آثار Zombi از بهترین نمونه ها باشند.

نمونه ای که اینجا قابل شنیدن است، بیان می کند که چگونه با کمک عنصر زمان، اصوات - با ماهیت های مختلف، گرچه سازگار- را می توان پشت سر هم چید و چیده ها را، مانند یک ردیف افقی آجر، بر روی یکدیگر سوار کرد به نحوی که شیار میان دو آجر در دو ردیف بالایی و پایینی در جاهایی گاه متفاوت و گاه یکسان در محور زمان، منظم، بر روی یکدیگر بیفتند.

بازی با ضرب-آهنگ نیز واضح است و قابل درک؛ تا میانه آهنگ و پیش از پاساژی که راس آغاز دقیقه سوم قطعه رخ می دهد، چیده های افقی از 14 آجر تشکیل شده و از آن پس، تعداد نصف می شود.

چیزی که برای شنونده زمینی، با دانستن ترکیب گروه سازنده قطعه، جلب نظر می کند، توجهی است که سازندگان به محدوده توان خود (نه از نظر درک موسیقی، بلکه از نظر امکان اجرا) داشته اند.

گروه آمریکایی Zombi تنها از دو عضو تشکیل شده که یکی صرفا درام می نوازد و دیگری گیتار بیس و کی برد؛ صدایی که ایجاد می شود به وضوح خارج از توان هم نوازی تنها دو نفر به گوش می آید، اما دقت به آثار، درک صحیح و کامل دو نوازنده/آهنگساز از توان سازهایشان را برملا می کند و اینکه تا چه اندازه از پوشش صوتی سازهای خود در گستره صدا آگاهند.



Zombi - Digitalis from Surface to Air

با دیدن ورقه هایی که نت قطعات بر روی آن نوشته شده ثابت می شود که قطعات ساده اند.

اما ترکیبی از خلاقیت در انتخاب نت ها و اصوات، و نظمی وامدار محدودیت در منابع تولید صدا (یعنی نوازنده!) حاصل را مستحق جای گرفتن در هر شیئی ساخته که انسان آن را، به امید شناساندن خود به موجوداتی ناشناخته، در کائنات به سمت نقاط دست نیافتنی و کشف نشده فضا روانه کرده است.