شاید مفهوم اعمال در تکرار گم می شود.
شاید هدف اصلی و بنیادی هر کار، فرایندی که از اجزاء گوناگون تشکیل شده، در پهنه عمر بشر - سابقه ای که به تبیین و تثبیت رفتارهای این موجود منجر شده، آنچنان غیرقابل انکار بوده که در تداوم اجرا در میان نسل های گوناگون لزومی به یادآوری و شفاف سازی آن وجود نداشته.
شاید اطمینان ناخودآگاه به آگاهی از اهداف اعمال راه را برای تغییر اهداف آنها در طول زمان هموار کرده.
گرچه هر از چند گاه، حادثه ای، دوباره هدف واقعی را برملا می کند.
شاید هدف اصلی و بنیادی هر کار، فرایندی که از اجزاء گوناگون تشکیل شده، در پهنه عمر بشر - سابقه ای که به تبیین و تثبیت رفتارهای این موجود منجر شده، آنچنان غیرقابل انکار بوده که در تداوم اجرا در میان نسل های گوناگون لزومی به یادآوری و شفاف سازی آن وجود نداشته.
شاید اطمینان ناخودآگاه به آگاهی از اهداف اعمال راه را برای تغییر اهداف آنها در طول زمان هموار کرده.
گرچه هر از چند گاه، حادثه ای، دوباره هدف واقعی را برملا می کند.

این قطعه - که شاید در موسیقی خواندنش تردید وجود داشته باشد- بیش از هر چیز نشان بدهد که هدف واقعی صدا چه می تواند باشد.
کلام، فرایند شکل دادن به اصوات تولید شده در حنجره، که همگام با خصلت اجتماعی بودن انسان روند تکاملی را طی می کند، گرچه اصالت خود را از صدا می گیرد، اما در مبحث موسیقی بطور بالقوه ارزشی برابر با صدای پردازش نشده در حنجره دارد.
هدف برقراری ارتباط است و محاوره؛ که درون "صدا-ساز" چیست و او چه واکنشی را طلب می کند.
آنچه این قطعه عرضه می کند پنجره ای است به این حقیقت که ساده ترین اصوات، چه پیچیده می توانند باشند.
تاکید می کنم که قصد ندارم مفاهیم مهملی مانند "هنر متعهد" (که محصول دستگاه ایدئولوژیک مدیران جوامعی است که وانمود می کنند اخلاقی هستند) را برجسته کنم و تنها برایم جالب است که کلام تا چه اندازه می تواند باعث هشیاری شود و جلب توجه کند.
برای شنیدنش شرایطی لازم است که اگر ندارید، تضمین می کنم که حسی را که باید، نخواهید گرفت؛ محیطی آرام می طلبد که آرامشش مولود تضاد تلخی آگاه کننده قهوه و سکوت ناشی از سیگار بعد از آن باشد.
مطمئن باشید که جرعه ای تخدیری یا تقطیری فضای ذهن شما را آلوده خواهد کرد و حسی اشتباه خواهید گرفت؛ تلخی قهوه برای ایجاد حس صحیح حیاتی است.
0 نظر:
ارسال يک نظر