توطئه، شیرین ترین میوه ممنوع جامعه انسانی را باید نزدیک ترین رفتار به خدایی دانست.
اجرای طرحی است پیچیده که منعقد شدن و تولدش بر نبوغ توطئه گر صحه می گذارد و موفقیت آن به توطئه گر لذت مالکیت بر ذات رفتار دیگران را می بخشد.
در دادگاه اخلاق نامقبول است اما خیال عملی ساختن آن بسان یک آفرودیت در خواب هم دلربایی می کند و شرکت در آن، هیجانی بیش از آفرینش زیبایی و نیکویی دارد.
نیرنگی است که حتی القاء ظن به وجود آن بیش از نیمی از اهداف توطئه گر را برآورده می کند؛ چنانکه بنجامین دیزرایلی، اولین نخست وزیر یهودی زاده انگلستان، در رمانی که در سال 1844 نوشت، اعتقاد به وجود توطئه را - حتی در مواردی که شاید واقعا طرحی جز آنچه که به نظر می رسد وجود ندارد، چنان راسخ و رایج می بیند که در عام ترین شکل از الفاظ ناباوران به تصویر پیش روی چشم نقل می کند که :"جهان را شخصیت هایی اداره می کنند که با تصور ناآگاهان از پشت پرده، بسیار تفاوت دارند."
کلید توطئه، "پرده" است و "تصور ناآگاهی از پشت پرده."

این قطعات- که یکی بازنوازی دیگری ربع قرن پس از ضبط قطعه اول است، انعکاس نگرانی ابدی انسان از وجود طرحی ناشناخته است؛ طرحی که حقیقت آن، پشت "پرده" ای پنهان شده و محکوم به طرح ایمان دارد که از این حقیقت هیچ نمی داند.
طرحی که تنجرین دریم مجسم می کند، مانند هر توطئه دیگر پویا، پر جنبش و پر جزئیات است، اما به استناد این قطعه، بر خلاف حس توطئه گر، محکومان به توطئه، جز وحشت از احتمال فرود آمدن تیغ در لحظه ای نامشخص بر بدنشان را احساس نمی کنند.
لذتی مازوخیستی ایجاد می کند که با ماهیت نگرانی از قربانی شدن در یک توطئه در تماس است؛ "لذت" از این رو که هنرمند با اثر خود - با موفقیت - میان واقعیت و مخاطب فاصله ایجاد می کند، آنگونه که هیچکاک با مخاطب خود می کرد.
قطعه اول و اصلی، امضاء گروه را با خود دارد؛ رشته ای از نت ها که تکرارشان بستری برای سایر اصوات ایجاد می کنند و آکوردی که این رشته نت از آن برگرفته شده تم توطئه را بر قطعه تحمیل می کند.
غلبه تم توطئه همانقدر مدیون ذات هارمونیک آکورد است که مدیون تحکم نت ها - که در واقع بیس لاین قطعه را تشکیل می دهند و هر از چند گاه جهت ایجاد فضای "بی اطمینانی" بیشتر، برخی نت ها بطور تصادفی به دو نت با طول نصف و سریعتر تبدیل می شوند (مثلا چنگ به دولا چنگ).
ضربات گاه و بیگاه درام هم رعب شلیک رگبار مسلسل را تداعی می کند.
قطعه دوم که با تمپوی بالاتر نواخته می شود، بیشتر حس توطئه گر را به عنوان محور برگزیده؛ به استناد اینکه ضربات درام ریتمیک هستند و بطور پنهانی حس سرخوشی ایجاد می کنند.
قطعه رو به جلو و به طرف تحقق توطئه گام برمی دارد؛ استوارتر و هدفدارتر.
نت هایی تازه تر و قابل پیش بینی تر به قطعه افزوده شده که البته بیش از هر چیز فضای ذهنی تنجرین دریم در سال 2010 را تداعی می کند که در تازه ترین آلبوم، مورد غلبه احساسات تازه کشف شده نوازندگان قرار گرفته؛ احساساتی که پس از چهل سال فعالیت و ابراز ارادت عملی اعضاء گروه به ریاضی و منطق، تازه به سطح آمده اند و در کل آلبوم، چهره ای متفاوت از تنجرین دریم را به نمایش گذاشته اند.
مجسم کردن فضای اضطراب محکوم به توطئه، یا فضای آگاهی توطئه گر به آنچه دیگران از آن آگاه نیستند در یک عنصر با یکدیگر اشتراک دارند؛ ذات توطئه.
توطئه ای که جذابیتش حکم اذان را دارد برای آنها که رویای خدا شدن را در سر می پرورانند.
0 نظر:
ارسال يک نظر