سه‌شنبه ۳۰ نوامبر ۲۰۱۰

ملودی‌های مستمر زندگی

هیجانِ تجربیات لحظه های تازه، محکوم به مرگ است؛ ساختن، پایه در "استمرار"ی دارد که غالبا چشم می خواهد آن را "تکرار" ببیند.

راهی که از مرغزاری جوان و پرشور، و با لذت آغاز شده، به جنگلی می انجامد که عبور از آن به شکیبایی نیاز دارد.

زیر انبوه شاخ و برگهایی که چشم انداز را به چند ده گامی به جلو محدود می کنند، هیچکس نمی داند که چند صد گام جلوتر چه چیزی در انتظار است و جز آنها که هنوز اولین مرغزار را پشت سر می بینند، باقی به تجربه دریافته اند که هیجان تجربه تازه، شیطنت چرخ دواری است که با فریبش بقاء خود را تضمین می کند.

چاره ای جز استمرار نیست؛ ما از مجموع درخت ها کمتریم.


این گروه فنلاندی قرن بیست و یکمی همیشه بر این مبنا ساخته و سراییده.

با یک ملودی و محیط تازه در هر قطعه آغاز می کند که عموما بر ریتم هایی لنگ سوار است و بعد، ادامه می دهد و ادامه می دهد و ادامه می دهد.

حاصل، یک زندگی است که همه گوشه های ذهن شنونده را فرا می گیرد و تکرار، تم اصلی این زندگی را در ذهن مخاطب حک می کند؛ اخلاقی است که مایک اولدفیلد هم در آثارش (به ویژه در مجموعه Tubular Bells) از خود بروز می داد و در واکنش مخاطبان، مشروعیتِ آثار نیازی به اثبات نداشت.

اینجا هم - مانند آثار مایک اولدفیلد، مشروعیت، وامدار سلامت و تواناییِ ملودیِ نه چندان پیچیده اصلی است (که از ثانیه 50 با ویولن نواخته می شود)، هر چند برخلاف قطعات اولدفیلد، این گروه عمدتا قطعاتش را با اصواتِ همراه (آنها که مجموعا ریتم را تشکیل می دهند و در اینجا هم قطعه با آنها آغاز می شود) شروع می کند و ملودی غالبا بر این اصوات سوار می شود.

آثارشان در لحظاتی هم یادآور حاصل کار گروه Zombi است، گرچه تعداد بیشتر اعضاء گروه، فضایی غنی تر را ایجاد کرده.




Magyar Posse - Intercontinental Hustle from Random Avenger

خاطره لحظات پایانی فیلمهای پلیسی اروپایی دهه 70 میلادی را زنده می کنند که قهرمانِ متواضع فیلم هرچند شاهد کشته شدن همکار نزدیکش بوده، اما در نهایت به هدفش رسیده؛ مخاطب هم می داند که چاره ای جز این نبوده: هر ماجرا باید به پایان برسد و جز استمرار، چاره ساز نیست.

1 نظر:

Babak Samani گفت...

باقی به تجربه دریافته اند که هیجان تجربه تازه، شیطنت چرخ دواری است که با فریبش بقاء خود را تضمین می کند.
--