سه‌شنبه ۲۵ ژانویهٔ ۲۰۱۱

صبحی که بدن انتظارش را می کشد

صبح همیشه غیرمنتظره است؛

شاید از آن رو که ذهن ِ زندانی ِ اینرسی، کماکان استمرار تاریکی را، نه تنها انتظار می کشد، بلکه شرایط مطلوب می پندارد.

این آلبوم (که البته هنوز رسما منتشر نشده!) از آن صبح هاست که ساعتی قبل از حضور، بدن، خسته از خواب، انتظارش را می کشد.


برای من که حاصل همکاری رابرت مایلز با تیرلوک گورتو، استاد پرکاشن را نشنیده بودم، کاری بسیار تازه و جذاب است، گرچه گاهی تردید می کنم که آیا تازگی اثر به واسطه آن است که از این آهنگساز انتظار چنین اصواتی را نداشتم، یا چیزی جدید به جهان موسیقی اضافه شده؟

اذعان می کنم که مسئله، بیشتر غیرمنتظره بودن خلق این اثر از سوی هنرمندی است که سالها قبل با قطعه ای بسیار متفاوت و همسو با فضای موسیقی روز ِ وقت به موفقیت تجاری رسید.

مجموع اصوات، گاه یادآور قطعاتی است که مایه مباهات آهنگسازان سبک پراگرسیو راک قلمداد می شود، اما نفوذ موسیقی جز بر آن آشکار است (بخصوص در سازی که برای اجرای نت های بیس انتخاب شده) و صدای شفاف و زیر سنج ها (و درام در مجموع) هم بیشتر این نفوذ را برجسته می کند.

جالب اینکه  درام در ابتدای قطعه، در کنار بیس، غلبه روح جز بر فضا را توجیه می کند و وقتی کار به سولوی گیتار الکتریک می رسد، این ساز مکمل فضایی کاملا سینمایی و سایکدلیک است که مشابه آن در گوشه و کنار آثار Porcupine Tree شنیده می شود.

با این وجود حاصل تلفیق آنقدر همگن است که نمی توان آن را نتیجه دنباله روی از یک هنرمند خاص، یا یک جریان خاص موسیقی دانست.



Robert Miles - Everything or Nothing from Thirteen


گوش خسته بود از خواب ِ پر از اصوات مکرر، که دل سپردن به زیباترینشان هم گاه تعهد ِ وجودم را می آزمود.

نه زیباترین صبح،
نه صبحی بی بدیل،
صبحی مطلوب بود، چون منتظرش بودم.