عینیت بخشیدن به مخلوقی که وجودش در ذهن مشروعیت یافته، دشوار نیست؛ دشواری در بخشیدن روح به آن است.
داستان هایی مانند داستان فرانکشتین از آنرو در برخی لحظات غیرمنتظره می شوند، که مخلوق خصوصیاتی انسانی از خود بروز می دهد؛ مخاطب از رفتار این موجود درک می کند که او از تنهایی مغموم است، دلتنگ می شود، یا وابستگی احساسی پیدا می کند.
وگرنه به حرکت درآمدن جسم فرانکشتین -که از اجزاء عاریه تشکیل شده- لا اقل برای نسل ما که پیش از دیدن تعبیر تازه از داستان، با متن داستان آشناست، و همینطور ظرفیت بالقوه دانش انسان امروزی را درک می کند، هیجان انگیز نیست.
داستان هایی مانند داستان فرانکشتین از آنرو در برخی لحظات غیرمنتظره می شوند، که مخلوق خصوصیاتی انسانی از خود بروز می دهد؛ مخاطب از رفتار این موجود درک می کند که او از تنهایی مغموم است، دلتنگ می شود، یا وابستگی احساسی پیدا می کند.
وگرنه به حرکت درآمدن جسم فرانکشتین -که از اجزاء عاریه تشکیل شده- لا اقل برای نسل ما که پیش از دیدن تعبیر تازه از داستان، با متن داستان آشناست، و همینطور ظرفیت بالقوه دانش انسان امروزی را درک می کند، هیجان انگیز نیست.

آنچه بیش از هرچیز، بازی Neverhood را به یک بازی استثنایی تبدیل کرد، روحی بود که در این فضا دمیده شد.
حاصل تجسم فضای سناریوی این بازی (متشکل از جهان تخیلی آن و Kleymen، شخصیت اصلی داستان) خود اثری هنری و تاثیر گذار محسوب می شود: جهانی که برای ساخت آن ده ها نفر بیش از سه و نیم تن گل را بکار گرفتند و با استفاده از روش بسیار دشوار و فرسایشی انیمیشن خمیری، محیطی را خلق کردند که نه تنها در عرصه بازی های کامپیوتری مشابه آن تا زمان تولید این بازی -و حتی تا کنون- تولید نشده، بلکه عرصه سینمای تخیلی هم از آفرینش بدیلی برای آن عاجز بوده.
داستان، هرچند با اندک ریشه هایی در انجیل، داستانی انسانی بود، با این حال، صدا و موسیقی بود که این جهان تخیلی و شخصیت های درونش را زنده کرد.
در دورانی که قطعات انتخاب شده برای کاملتر کردن فضای بازی های کامپیوتری، صرفا متاثر از موسیقی رقص یا راک بودند، تری اسکات تیلور هویت سمعی متفاوتی به این بازی بخشید؛ آهنگسازی با قریحه طنز، که به همان اندازه که از شاخص های مدرنیته در موسیقی دوری می کند، ذهن و وجودش به ذات و مفهوم و هدف واقعی موسیقی نزدیک است.
با اشعاری نیم جویده که هیچکس متوجه کلمات درون آن نمی شود و اصواتی که با هویت بصری جهان ِ تازه ایجاد شده در تناقض نیست.
حاصل تجسم فضای سناریوی این بازی (متشکل از جهان تخیلی آن و Kleymen، شخصیت اصلی داستان) خود اثری هنری و تاثیر گذار محسوب می شود: جهانی که برای ساخت آن ده ها نفر بیش از سه و نیم تن گل را بکار گرفتند و با استفاده از روش بسیار دشوار و فرسایشی انیمیشن خمیری، محیطی را خلق کردند که نه تنها در عرصه بازی های کامپیوتری مشابه آن تا زمان تولید این بازی -و حتی تا کنون- تولید نشده، بلکه عرصه سینمای تخیلی هم از آفرینش بدیلی برای آن عاجز بوده.
داستان، هرچند با اندک ریشه هایی در انجیل، داستانی انسانی بود، با این حال، صدا و موسیقی بود که این جهان تخیلی و شخصیت های درونش را زنده کرد.
در دورانی که قطعات انتخاب شده برای کاملتر کردن فضای بازی های کامپیوتری، صرفا متاثر از موسیقی رقص یا راک بودند، تری اسکات تیلور هویت سمعی متفاوتی به این بازی بخشید؛ آهنگسازی با قریحه طنز، که به همان اندازه که از شاخص های مدرنیته در موسیقی دوری می کند، ذهن و وجودش به ذات و مفهوم و هدف واقعی موسیقی نزدیک است.
با اشعاری نیم جویده که هیچکس متوجه کلمات درون آن نمی شود و اصواتی که با هویت بصری جهان ِ تازه ایجاد شده در تناقض نیست.
Terry Scott Taylor - Klaymen's Theme from Imaginarium
Terry Scott Taylor - Operator Plays a Little Ping Pong from Imaginarium
Terry Scott Taylor - The Neverhood Theme from Imaginarium
شاید این جهان به چشم مخاطب خارق العاده بیاید، اما آنچه فضا را گرم و انسانی می کند و به چالش های پیش روی Kleymen حسی انسانی تر می بخشد، موسیقی است.
در پوشش موسیقی است که حرکات Kleymen شایستگی حضور در تصور سناریویی برآمده از ذهن جیم جارموش را پیدا می کند.
موسیقی است که به پیکر این جهان گلی روح دمیده.
3 نظر:
آقای موقشنگ عزیز،
آقا جون منو با این پستت ترکوندی. ببین چطور رفتم تو فضا که دست از تنبلی ورداشتم و یه کامنت گذاشتم!
واقعن هم که دیگه هیچ گروهی همچون زحمتی واسه یه بازی نکشید. من دیوونه اون آهنگا بودم.
خیلی حال کردم موقشنگ، خیلی.
God damn it!
Now I hate you so much because this post is one of my most favorite ones now...I remember seeing this game at your place or rather your parents' place....a place that we didn't visit very often ;) and I was still in shock after seeing your 'open' PC tower when you showed me this game and I fell for it deeply. For many times, I was in search of finding the music to this game and finally managed to download some of it....amazing stuff, this was deeply nostalgic and at the same time beautiful; once again, thank you and I still hate you;-)
Hate you back, Adoosh! :)
ارسال يک نظر